مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

چگونه می‌شود وضع پوشش و حجاب را در جامعه بطور سیستماتیک کنترل کرد؟
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: حجاب ، گشت ارشاد ، آزادی ، پوشش

بسم الله کلمة المعتصمین

مدتها بود این موضوع فکرم را مشغول کرده بود، با خیلی‌ها هم صحبت کرده بودم ولی هیچ راهی ندیدم برایش ارائه شده باشد که یا شرعاً اشکال نداشته باشد و یا عملاً به اندازه‌ی کافی اثرگذار باشد.

طبق آیه‌ی قرآن به هر حال امر به معروف و نهی از منکر را باید اقامه نمود:

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آلِ عِمْرَان -۱۰۴)

و باید که از شما جماعتی باشند که خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود.

الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ (حج، ۴۱)

(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها به دست خداست.

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ۗ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ ۚ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ  (آلِ عِمْرَان -۱۱۰)

شما (مسلمانان حقیقی) نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید (برای اصلاح بشر، که مردم را) به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.

بر خلاف ادعای روشنفکران تاریک‌دل حجاب مطمئناً یک مسأله‌ی شخصی نیست، چون اثر اجتماعی دارد پس لاجرم یک عمل اجتماعی به حساب خواهد آمد (این طور نیست که حجاب کارش فقط صیانت از شخص باحجاب باشد بلکه روی دیگرانی که با نوع زن در جامعه برخورد دارند نیز می‌تواند منشأ اثر باشد) و در یک حکومت که کارش وضع قانون برای اجتماع است باید برای وضع پوشش به طور عام و وضع حجاب خواهران به طور خاص قوانینی وجود داشته باشد، مگرنه کارکرد اجتماعی آن حکومت ناقص است، چون وجود دارد برخی عوامل اجتماعی که برایشان فکری نشده و در صورت بروز بحران برایشان مهاری سنجیده نشده است. اینطور نیست که در کشورهای اروپایی و ... واقعاً بی‌قانونی (آزادی صرف) بر پوشش افراد حاکم باشد، لکن در بسیاری از جوامع این کارکرد اجتماعی حکومت به عرف جامعه سپرده شده است و البته عرف جامعه هم با تغییر جغرافیا و سنت‌ها و آداب و رسوم و همچنین گذر زمان تغییر می‌کند، چنانکه عرف پوشش زنان در اروپا و آمریکا هم به نسبت چند دهه‌ی گذشته (احتمالاً به علت رشد وسایل ارتباط جمعی و سوء استفاده‌ی سیستمی سیاستمداران کثیف پشت پرده و سرمایه‌داران هالیوودی و ... از این وسایل) بسیار تغییر کرده و قبح بسیاری از پوشش‌ها در نظر افراد حتی یک نسل مشخص که هر دو دوره را تجربه کرده‌اند نیز ریخته شده است. اگر درست خاطرم باشد در پست دیگری به تفاوت نگاه اسلام و روشنفکری غربی نسبت به حجاب پرداخته شده است، اینکه در اسلام اصالت پوشش در روابط اجتماعی به شخص داده می‌شود (بحث محرم و نامحرم) ولی در نگاه روشنفکری غربی اصالت به محیط داده می‌شود (مثل اینکه پوشش در مدرسه و مهمانی و ساحل دریا متفاوت است اگرچه حاضران در جمع همه یکسان باشند). البته هم در نگاه اسلام محیط هم پارامتر مهمی شمرده می‌شود و هم به طرز نانوشته‌ای (احتمالاً فطری) در روشنفکری غربی برای اشخاص حاضر در یک جمع هم در انتخاب پوشش اثرگذاری قائل هستند، لیکن صحبت اینجا تأثیرگذاری پایه و کلیدی بود مگرنه سردی و گرمی هوا و ... هم می‌تواند برای هر دو نگاه مهم باشد که خارج از این بحث است. در هر صورت مهم است توجه شود که همه صراحتاً یا ضمناً قبول دارند که پوشش امری است که تابع قوانین اجتماعی می‌باشد و مسأله‌ای صرفاً شخصی نیست. اگر ما درد بدحجابان را در جامعه‌امان داریم غربیهایی که هنوز کمی از اصالت رفتاری خود را حفظ کرده‌اند درد مکاتب جدیدتر برهنگی را دارند که میخواهند بدون هیچ قیدی بتوانند برهنه در همه جا حاضر شوند، در دانشگاه‌ها، سوپرمارکت‌ها، مهمانی‌ها، محل کار و ... . پس این دغدغه که باید قوانین اجتماعی پوشش داشت تنها دغدغه‌ی مسلمین هم نیست! بگذریم ...

در یک حکومت اسلامی قوانین اجتماعی حاکم بر اجتماع از اسلام گرفته می‌شود و اسلام هم برای پوشش دستور دارد که باید به صورت قانون لازم‌الإجرای حکومت اسلامی برای تمامی افراد آن جامعه اجرا شود، برای مسلمین هم به عنوان دستور دینی و هم به عنوان قانون اجتماعی، و برای غیرمسلمین یا مسلمین بی‌قید و بند به صورت قانون اجتماعی. این قانون در زندگی خصوصی مردم دست نگذاشته است که کسی بگوید اجتماع حق تصمیم گیری در باره‌ی پوشش شخصی من (در بیرون از محل خصوصی‌ام) را دارد یا ندارد، این یک زندگی اجتماعی است و این هم یک قانون اجتماعی. در ایران ما هم زمانی زنی که شاید هنوز هم محبوب برخی غربزدگان کوردل باشد در هنگام تحویل گرفتن جایزه‌ی صلح نوبل(!) خود در سوئد در جواب کسی که پرسید چرا در اینجا حجاب نداری ولی در ایران حجاب داری جواب داد چون داشتن حجاب قانون ایران است. بله حجاب قانون این اجتماع است، قانونی نوشته شده --و نه صرفا عرفی-- که لازم‌الإجرا هم هست، یعنی بدحجابی هم تخلف از این قانون است و نه فقط بی‌حجابی.

اما این قانون در گذشته کم‌تر و در زمان‌های متأخر بسیار بیشتر مورد نقض بسیاری از زنان و دختران این جامعه قرار گرفته است. آیا نباید این معضل اجتماعی را کنترل کرد؟ از نظر دینی اگر حکومت اسلامی نبود وظیفه‌ی گروهی از خود ما بود که امر کنیم به معروف و از منکر نهی کنیم، ولی آنجا این امر و نهی چندان ضمانت اجرایی نداشت. اما حالا که حکومت یک حکومت اسلامی است و یکی از مهمترین کارکردهای حکومت اصلاً همین است که برای قوانین اجتماعی یک ضمانت اجرایی مقتدر وجود داشته باشد چرا این قانون این‌قدر مغفول مانده است؟ ایراد از مردم است یا جکومت یا هر دو؟ این آسیب شناسی مسأله‌ی جدیدی نیست و هر چه بگوییم تکرار مکررات است. آنچه که باید پرسید و جواب داد این است که راه برون‌رفت از این بحران کدام است؟ این مسأله‌ای است که ذهن حقیر را خیلی به خود مشغول کرده بود. با خیلی‌ها صحبت می‌کردم. مذهبی‌ها همه معتقدند که باید کاری کرد، اینکه به هر حال نمی‌شود گشت ارشاد جمع شود و جامعه در مورد این قانون به خود رها شود، اما باز همه متفق القول هستند که نحوه‌ی عملکرد گشت ارشاد هم درست نیست. به هر حال همان شرعی که حدود خاصی برای پوشش قرار داده است در مورد اعمال قانون (امر به معروف و نهی از منکر) هم حدود خاصی قرار داده است که توسط حکومت (گشت ارشاد مثلاً) عموماً نقض می‌شود. اما چه باید کرد. مردم را به حکومت درست کنیم که حجابشان در ظاهر درست شود (که البته کارکرد حکومت اجتماعی هم فقط تا همین محدوده‌ی ظاهری است و هدایت باطنی تنها به دست خداوند است و از خود پیامبر و امام علیهم السلام هم بی‌عنایت خداوند کاری در این زمینه بر نمی‌آید، چنانکه صریح قرآن هم هست!) اما بازوی اجرای حکم خود حکومت را چطور باید اصلاح کرد؟ مطابق با اسلام امر به معروف و نهی از منکر خودش نیاز به شرایطی دارد و شخص فاعل آن باید قبلاً در خودش خودسازی کرده باشد. چطور می‌توان در چنان سطح وسیعی که کشورداری کشور بزرگی مثل ایران نیاز دارد این چنین افرادی را پرورش داد. به فرض که پرورش هم دادیم و همه از صلحا شدند یا لااقل در این زمینه‌ی خاص از گناه‌های مرتبط با آن پاک و بریء شدند، چه تضمینی است که این‌طور باقی بمانند وقتی می‌دانیم که شیطان هرگز ازگمراه کردن فرزندان آدم ابوالبشر علیه السلام مأیوس نمی‌شود. عده‌ای گفتند ما هم حد پوشش را به صورت قانون نانوشته‌ای بر اساس عرف آزاد کنیم تا مردم خود رعایت کنند و آن وقت آستین‌ها را برای فرهنگ‌سازی بالا بزنیم. پیشنهاد خوبی است، یعنی لازم است ولی کافی نیست، شاید اگر به موقع بود و در چنان حجمی هم بود که می‌توانست جلوی این همه ناتوی فرهنگی دشمن را بگیرد کافی هم بود ولی الآن نیست. خصوصاً که با کم‌تر شدن حیای زنان و غیرت مردان هم‌شهری متأسفانه اگر کسی خلاف عرف رایج هم بپوشد باز عرف با او معاشرت معمول کرده و امر به معروف و نهی از منکری ولو به صورت رفتاری از سر سردی یا بی‌رغبتی و ... به او نمی‌شود و همچنان همه پذیرای او در جمع‌های خود خواهند بود، انگار که نه انگار که او الآن خلاف حتی عرف رایج جامعه پوشش به تن دارد.

اخیراً راهی به ذهن حقیر رسیده است که اگرچه از با در میان گذاشتنش با دیگران چندان بازخوردهای خوبی نگرفتم ولی نه کسی در ردّ آن برایم دلیل قانع‌کننده‌ای آورده است و نه خودم ایراد اساسی‌ای در آن می‌بینم، پس اینجا بیانش می‌کنم که نقد شود، اگر ارزشش را داشت که چکش‌کاری می‌شود و شاید هم خداوند خواست و کمکی کرد، اگر هم ارزشش را نداشت لااقل یک راه نارفته‌ی دیگری را برای کسانی تبیین می‌کند که آنها هم در این زمینه دغدغه‌مند هستند، کنار گذاشتن گزینه‌های غلط هم به هر حال یک راه نزدیک شدن به گزینه‌ی درست است:

راه پیشنهادی این است که نگاه دینی از این مسأله برداشته شده و به آن نگاهی قانون‌مدارانه شود. بد پوششی چه برای زن و چه برای مرد اول به طور کامل با مصادیق به روز آن تعریف و به مردم معرفی شود (هر چه این معرفی دقیق‌تر باشد جلوی برخوردهای سلیقه‌ای توسط عاملان اجرای قانون بیشتر گرفته می‌شود). بعد برای هر وضعیت قابل تصور خلاف این پوشش جریمه‌ای وضع شود، بدیهی است که برای وضع این جریمه‌ها هم می‌توان از شرع کمک گرفت، مثلاً برای جرم‌های کوچک‌تر یک بار خلاف فقط تذکر زبانی را در پی خواهد داشت، دو بار تخلف از یک جنس جریمه‌ی نقدی ناچیز را در بر خواهد داشت، سه بار تخلف از همان جنس جریمه‌ی نقدی سنگین‌تر و بار بعد می‌تواند منجر به بازداشت و پرونده‌سازی و ... گردد. البته بدیهی است که مراحل بالاتر مثل بازداشت و شلاق و زندان برای هر تخلف هر چند کوچک صادق نخواهد بود و بسته به میزان تخلف حد برخورد هم می‌تواند متفاوت باشد.

اما نکات گنگی که باید در اینجا به آنها پرداخته شود:

۱. چگونه می‌توان این کار را اجرایی کرد وقتی در جامعه‌ی ما تنها جریمه‌ی اتوموبیل انجام می‌شود و نه افراد (سوار بر ماشین و مترو و ... یا پیاده یا در رستوران‌ها و پارک‌ها و ...)؟ جواب: جریمه کردن افراد هم ممکن است. اولاً که در برخی از کشورها همین الآن هم برای عابران پیاده جریمه‌هایی قائل شده‌اند و مکانیزم‌هایی برای اعمال آن نیز فراهم نموده‌اند، ثانیاً این مسأله در خود ایران هم سابقه دارد و چند سال پیش در مجلس شورای اسلامی برای وضع قوانین عابران پیاده تمهیداتی سنجیده شد، مکانیزم اعمال آن هم می‌تواند اجباری شدن همراه داشتن کارت ملی توسط هر شخص در بیرون از منزل باشد همانطور که همراه داشتن گواهینامه برای رانندگان الزامی است. پلیس هم که مدتی است دیگر از ابزارهای الکترونیکی برای جریمه کردن خودروها استفاده می‌کند که می‌تواند قابلیت اتصال به شبکه را هم داشته باشد و شخص جریمه شده در حین تخلف معلوم گردد که بار چندمش است که مرتکب آن تخلف خاص می‌شود.

۲. در مورد اتوموبیل هنگام فروش آن نیاز به تصفیه حساب جریمه‌ها هست ولی برای جریمه‌ی اشخاص چطور می‌توان افراد را ملزم به پرداختن جریمه‌ها کرد،‌یعنی چطور می‌توان آن‌ها را وادار کرد که به پرداخت جریمه‌ها تن بدهند؟ بدیهی است که در صورت نبودن چنین وضعیت‌هایی ضمانت اجرایی قوانین از بین خواهد رفت، شخص جریمه‌ای می‌شود که هیچ اجباری برای پرداختش ندارد! جواب: با توجه به وجود داشتن نمونه‌های خارجی برای این عملکرد و مطرح شدن این مسأله در صحن مجلس شورای اسلامی و رأی آوردن قانون مرتبط با آن حتماً چنین فکرهایی در مورد این چنین قانون‌ها شده است. لکن راهی که به ذهن الکن حقیر می‌رسد این است که می‌توان جهت ایجاد امنیت اخلاقی جامعه گشت‌هایی برای بازرسی کارت‌ملی مردم قرار داد که به طور رندوم در محلی عمومی در زمانی تصادفی بازرسینی از برخی از حاضرین در آن محل عمومی یا سرنشنینان خودروها کارت‌ملی بخواهند همان‌طور که از رانندگان گواهی‌نامه می‌خواهند یا به ندرت از آقایان کارت سربازی می‌خواهند. اگر در این بازرسی رندوم از تعداد رندومی از حاضرین شخصی جریمه‌های معوقه زیادی داشت که زمان پرداختش گذشته بود می‌شود با او برخورد کرد. به یاد دارم در یکی از کشورهای اروپایی به این صورت بلیط سرنشینان اتوبوس چک می‌شد. بعنی دستگاهی در اتوبوس قرار داده شده بود که هر شخص موظف بود برای سوار شدن به اتوبوس بلیط خود را در آن بگذارد تا مهر بخورد یا سوراخ شود، نه راننده بلیط‌ها را چک می‌کرد نه کس دیگری. ممکن بود یک نفر مدتها هم سوار اتوبوس شود و بلیطی ارائه ندهد و کسی هم متوجه نشود ولی هر از گاهی هم به صورت رندوم بازرسی در یک ایستگاه یا در بین راه به طور اتفاقی سوار اتوبوس می‌شد و بلیط همه را چک می‌کرد که مهر خورده یا سوراخ شده باشد و اگر یک وقت کسی بلیط نداشت یا بلیطش مهر یا سوراخ نداشت اما دیگر با او برخورد سنگینی می‌شد، چه بسا جریمه‌ای نقدی بسیار گران‌تر از یک قیمت بلیط. این می‌تواند یک راه سیستمی برای این باشد که اشخاص به صورت روانی (فرهنگی) خود را ملزم به پرداخت جریمه‌ها بدانند، چون اگر آن‌را جدی نگیرند ممکن است کسی هم سراغشان را نگیرد ولی اگر مورد بازرسی قرار گرفتند دیگر چه بسا جریمه‌ی نقدی سنگین یا اگر معوقات زیاد باشد بازداشت و ... را در بر داشته باشد. البته این تنها یک ایده بود، ایده‌های دیگر می‌تواند در انجام هر قرار داد استخدامی یا خرید و خروش مسکن و ... باشد که استعلام کردن از وضعیت اخلاقی شخص مهم شمرده شود. این‌ها همه مواردی است که می‌تواند در ضمن نوشتن قانون پوشش (اعم از مرد و زن) لحاظ گردد.

۳. حتی اگر از بحث شرعی آن گذشتیم و نگاهی قانونی به آن کردیم هم هنوز بحث انسانی و غریضی این موضوع را نمی‌توان نادیده گرفت و باید فکری هم کرد برای جلوگیری از سوء استفاده‌های احتمالی که ممکن است یکی از عوامل عامل اجرایی با اختیاراتی که دارد انجام دهد، از نگاه ناپاک کردن به کسانی که قرار است جریمه شوند (حتی ورانداز کردن تعداد زیادی از مادران و خواهران و دختران این مردم برای تشخیص اینکه چه کسی متخلف است و چه کسی نه) تا برخوردهای دیگر. چه راهکاری برای این مشکل احتمالی وجود دارد وقتی قرار است کار سیستمی باشد و نیاز خاصی به آن خودسازی مورد نیاز در اصل امر به معروف و نهی از منکر مطرح نباشد (خودسازی مورد نیاز برای امر به معروف و نهی از منکر در قانون‌گذاران و مقام‌های مسئول کافی خواهد بود ان شاء اللهجواب: می‌توان این قید را گذاشت که خانم‌ها تنها توسط مأمورین خانم و مردها تنها توسط مأمورین مرد مورد خطاب یا تذکر یا اعمال قانون (جریمه کردن یا بازداشت کردن) قرار بگیرند به طوریکه اگر زنی هرچند وضع پوشش او اشکال دارد هم در نبود مأمور زن توسط هیچ مأمور مردی مخاطب قرار نخواهد گرفت، مثل کسی که از چراغ قرمزی رد شده است ولی در نبود پلیس و دوربین پلیس تخلف او ثبت نخواهد شد. در چنین مواردی عرف می‌تواند (و شرعاً باید) وظیفه‌اش را انجام دهد البته با تمامی شرایط امر به معروف و نهی از منکر که نیاز به خودسازی هم دارد.

... در هر صورت شخص تذکر داده شده، جریمه شده و یا بازداشت شده می‌تواند در صورت اشتباه در رسیدگی به تخلفاتش یا سوء استفاده‌ی شخص عامل اجرای قانون شکایت خود را از مجاری قانون آن پیگیری نماید. چه بسا سیاست‌های تشویقی مثل بخشودگی‌ها و ... در ایام خاص (مانند نگاهی که اداره‌ی راهنمایی و رانندگی به تخلفات رانندگی دارد) هم بتواند کمکی به فرایند فرهنگ‌سازی‌ای بکند که به طور موازی با این طرح عملیاتی اجرا می‌شود.

به امید روزی که محیط جامعه به لحاظ اخلاقی محیط سالمی بشود، چه برای تربیت فرزندانمان و چه برای زندگی خودمان.