مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

از پیش‌داوری بپرهیزید! نگاهی موشکافانه‌تر نسبت به این پند اخلاقی؟
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

تا حالا فکر میکردم حدود شرعی قضاوت کردن در مورد دیگران را میدانم و دارم تا حدود زیادی هم رعایتش میکنم، اینکه قضاوت در مورد اطرافیان داشتن لازمه چون باید نسبت به هر کدام یک موضع‌گیری مناسب داشته باشیم (بحث کاربردی) و اینکه حق نداریم بگوییم که این قضاوت ما هم بدون شک درست است و طرف حتماً همانطوری است که به ذهن ما میرسد (قضاوت به جای خدا و تقسیم بهشت و جهنم و ...). اما مدتی پیش به مطلب جدیدی برخورد کردم درباره‌ی این آیه که خداوند فرموده است از بسیاری از قضاوتها (نه همه قضاوتها) اجتناب نمایید که بعضی از ظن‌ها گناه است (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا ...)، تابحال این آیه را در تأیید نظر قبلی‌ام میدیدم تا اینکه عالمی به ارتباط بخش اول از این آیه با بخشهای بعدی‌اش اشاره کرد، اینکه برخی ظن و گمانها سبب می‌شود تا شخص به تجسس در مورد طرف مقابل بپردازد --مثلاً برای یافتن نشانه‌هایی بر ردّ یا اثبات گمانش-- و بعد این کار او چه بسا سبب غیبت خواهد شد چون در صورت تجسس کردن چه بسا چیزهایی دستگیرش می‌شود که وقتی متوجه آنها شد دیگر به سختی بتواند آنها را پرده پوشی کند و اگر بیانشان نماید هم دچار غیبت شده است و ... . این مطلب فکر کنم بهتر نشان می‌دهد که چرا خداوند فرموده است که «بعضی» از گمانها گناه است ولی از «بیشتر» گمانها بپرهیزید! یعنی اینجا وادی خطر است و باید که احتیاط بیشتری کنید!

البته راستش در تفاسیر مطالب و احتمالات بیشتری هم پیرامون این آیه و آیات مشابه آن بیان شده است که چه گمانهایی گناه است و کدام‌ها گناه نیست، اینکه مثلاً گمان تا وقتی هنوز به زبان نیامده گناه نیست، اینکه اگر راهی برای اثبات درستی یا غلطی گمان نباشد عمل به گمان گناه نیست، اینکه تا می‌شود باید عمل مسلمین و مؤمنین را حمل بر صحت کرد و به آنها گمان بد نبرد (خصوصاً که عامل ایجاد بدگمانی هم خبری باشد که از فاسق رسیده است!) و ... .

نتیجه اینکه از قضاوت و پیش‌داوری‌های منفی بخصوص درباره‌ی مؤمنین و ظاهرالصلاح‌ها باید واقعاً پرهیز کرد، ولی نه اینکه بگوییم الا و بالله که اصلاً نباید هیچ پیش‌داوری‌ای در زندگی داشت، اگر اینطور بود خداوند هم خودش حکم کلی میداد و نه اینکه بگوید از بیشتر گمانها بپرهیزید با اینکه فقط بعضی از آنها گناه هستند! پیش‌داوری و قضاوت بر اساس ظاهر البته گاهی لازم است و چه بسا بها ندادن به گمانی عقلانی مصلحت بزرگی را از مؤمنی سلب نماید --مثلاً درباره‌ی جان یا مال یا آبروی او که باشد-- گاهی هم مسأله اهمیت بیشتری می‌یابد و صلاح جامعه‌ی مسلمین را هدف قرار می‌دهد (مثل مسائلی که در فتنه‌ی ۸۸ زیاد شاهد آن بودیم که البته باید خیلی هم مواظب بود که در این راستا ظلمی هم مرتکب نشویم)! اصولاً کار دادگاه‌ها هم همین است دیگر: قضاوت بر اساس مستندات که اغلب هم ظاهری هستند، و دادگاه‌ها هم که درتمامی ادیان آسمانی به رسمیت پذیرفته شده‌اند. پس نباید به این پند اخلاقی مطلق‌گرایانه نگاه کرد، این پند اخلاقی هم مثل اکثر پندهای اخلاقی دیگر پشتبامی با دو پرتگاه است، باید تعادل را در اعمال آن در مشق زندگی مراعات نمود!