مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

ابعاد متفاوت عاشورا - بحث تحریف
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

تحریف غالباً در مورد موضوعاتی رخ میدهد که بسیار بزرگند و انسان‌ها درک مستقیم و وجدانی و واقعی نسبت به قضیه ندارند. مسائل ساده را نمیشود تحریف کرد اما وقتی مسائل عظیم شدند، تفسیر بردار شدند، ممکن است مورد تحریف قرار گیرند. بعضی می‌گویند تحریف نتیجه‌ی بعد زمان است و وقتی فاصله‌ی زمانی از یک قضیه زیاد شود قضیه میتواند دچار تحریف شود، یعنی اگر ما در خود عاشورای محرم سال ۶۱ هجری در کربلا حاضر بودیم دیگر دچار تحریف نبودیم، ولی اینطور نیست، تنها یکی از عوامل تحریف دور شدن زمان است. تحریف از ریشه‌ی حرف است، به معنی جابجایی و دگرگونی، و انواع دارد، تحریف لفظی، تحریف معنایی و …، اما چرا تحریف رخ میدهد و عوامل آن چیست؟ گاهی دوری زمانی و مکانی، گاهی هم دوری حقیقی که اینجا بیشتر مدّ نظر ماست. انسانهای بزرگ رفتارهاشون در ظاهر مثل ماست، ما اگر کنار آن‌ها هم باشیم آن‌ها را نمی‌شناسیم. خیلی از بزرگان بوده‌اند که در زمان خودشان احدی ایشان را نشناخت، حتیٰ فرزندانشان نسبت به افکارشان به دیده‌ی تردید نگاه میکرده‌اند. دوری حقیقی یعنی اینکه من نسبت به یک حقیقت فاصله‌ی حقیقی داشته باشم و هیچ درکی از آن مسأله نداشته باشم. چه میشود که بعضی افراد از همه چیزشان می‌گذرند؟ چرا؟ در تعریف جنون قائل به دو نوع جنون می‌شوند، جنون مادون عقل و جنون مافوق عقل، هر چیزی که ورای درک ما باشد را نام جنون می‌دهیم، می‌گوییم دیوانگی، چون درکش نمی‌کنیم. بعضی از رفتارها را عقل ما نمی‌تواند درک کند. می‌گوییم چرا؟ گاهی سؤالهایمان اعتراض است! نگاه کنید در تاریخ اسلام که رفتار امیرالمؤمنین (علیه السلام) منشأ خیلی از مشکلات برای افراد شد. مثل اینکه خبیث برای زنده ماندن از دست حضرت در جنگ لباسهایش را درآورد و عریان شد، ما به حضرت اعتراض میکنیم و می‌گوییم ای کاش جای ایشان بودیم، چشممان را می‌بستیم و میزدیم همانجا او را می‌کشتیم، و با این سخن به نوعی به رحم به زعم خود بی‌جای امام متقین اعتراض می‌کنیم، ما فکر می‌کنیم صحبت فقط صحبت لخت شدن یک نفر و نگاه کردن یا نکردن او می‌باشد، اما اینطور نیست، صحبت سر این است که حضرت این نوع فرار و ذلت را رها می‌کند. ما نمی‌توانیم این را درک کنیم. نمی‌توانیم بفهمیم یک انسان چه اعتقادی در هستی دارد که این را اصلاً شکست نمی‌بیند. نمی‌توانیم درک کنیم. لذا سعی می‌کنیم دست و پا بزنیم، توجیه کنیم که چرا. ما بعضی از سکوت‌ها را هیچ تفسیر دقیقی نمیتوانیم برایش داشته باشیم. لذا وقتی وارد تکلم و تبیین این رفتارها می‌شویم بخواهیم یا نخواهیم دچار تحریف می‌شویم و حقایق را بخاطر نداشتن درک صحیح دگرگون خواهیم کرد. در بحث امام‌شناسی گفته می‌شود که اصلاً امام به غیر امام شناخته شدن غلط است. بلا تشبیه، خدا را غیر خدا نباید معرفی کند، قُل هُوَ اللّهُ أحَد، اللّهُ لا الٰهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیّوم، ...، خودش باید خودش را معرفی کند. امام را هم باید خود امام تعریف کند، امام باید تبیین کند که منصب امامت چیست؟ لذا اگر اصل صداقت تمام بشود امامت تحریف میشود. تحریف خطری است برای پدیده‌های بزرگ. در واقعه‌ی عاشورا خیلی بحث تحریف مطرح شده است: تحریف لفظی، تحریف معنوی، تحریف به زیادت با چیزهایی که به پدیده اضافه میکنند، تحریف به نقصان با چیزهایی که از پدیده کم می‌کنند، تحریف به جابجایی، تحریف به تقدم و تأخّر با بیان اصول بجای فروع و فروع به جای اصول و جابجایی درجات اهمیت و … . مسأله‌ی نگاه‌های متفاوت به عاشورا موضوع مهمی است،‌وقتی مسأله عظمت پیدا کرد می‌شود از چند سو به آن نگاه کرد. منبرها، سخنرانیها، مقالات، کتاب‌ها و … نگاه‌های مختلفی را به عاشورا بیان می‌کنند، یک بار سید الشهدا به عنوان مظلوم مطرح می‌شوند، نگاه‌ها و لحن‌ها همه در بیان مظلومیت است، یک بار نگاه به منجی دین و احیا کننده‌ بودن امام مطرح می‌شود و … و ریشه‌ی این اختلاف دیدگاه‌ها هم اسماء متعدد امام حسین (علیه السلام) است. گاهی به مسأله‌ی عاشورا با دید تاریخی نگاه میشود، مقتل‌خوانی می‌کنند، اگرچه این نگاه‌ها خالی از جنبه‌های دیگر عاشورا هم نباشد ولی اصل را روی یک زاویه‌ی دید خاص می‌گذارند و روی آن تکیه می‌کنند. مثلاً از تولد امام شروع می‌کنند و به عاشورا هم که می‌رسند در بیان حوادث عاشورا باز نگاهی تاریخی دارند، اینکه چه کسی به میدان رفت و با چه کسانی جنگید و تعداد لشگر چه مقدار بود و اهل کجا بودند و … . برخی نگاه کاملاً متفاوتی دارند، نگاه جریانی دارند، به جای نگاه کردن به آنچه شد به چرایی آنچه که شد می‌پردازند و تاریخ تحلیلی را بیان می‌کنند. یک نوع تحریف این است که به قضیه‌ی عاشورا به صورت یک‌جانبه‌گرایی نگاه شود، که یک نگاه را گرفته و کل عاشورا را فقط با همین یک چهره نگاه کنیم و جلوه‌های دیگر آن را با تمام مستندات موجود برای آنها انکار کنیم، اصلاً نگاهشان نکنیم. گفته می‌شود که ریشه‌ی تحریف جهل است. عبارت «العلم حجاب اکبر» که یعنی علم بزرگترین حجاب است در بحث تزکیه‌ی نفس در اینجا اینطور می‌شود که وقتی انسان در یک جنبه‌ی عاشورا یک مطلب را می‌گیرد و آن مطلب چشمش را خیره میکند دیگر جنبه‌ها و زوایای عاشورا را متوجه نمی‌شود و چنین کسی بخواهد یا نخواهد دچار یک جریان تحریف شده است، یک چیز را اقرار کرده و باقی را انکار می‌کند. مثلاً جنبه‌ی درس بودن عاشورا را می‌گیرند و اقامه‌ی دلیل کرده و کل عاشورا را با این عینک نگاه می‌کنند، بعد می‌گویند اینکه امام حسین (علیه السلام) برای هر گناه‌کاری که برایشان اشک ریخته و … شفاعت کنند دیگر درست نیست و ساختگی است و به اصطلاح خودشان امام حسین (علیه السلام) اداره‌ی بیمه‌ی گناهکاران نیست، این حرف ممکن است درست باشد اما اگر نفی شفاعت امام را به همراه داشته باشد انکار یکی از مسلّمات خواهد بود. مسأله‌ی حبّ الحسین یک زاویه‌ی نگاه خاص است که می‌گوید اگر حب امام حسین (علیه السلام) به مرور زمان در دل تو جای گرفت در کمترین زمان به بالاترین مقام‌ها خواهی رسید. در تمامی این دیدگاه‌ها هم ممکن است افراط بشود و هم تفریط و هم یک‌جانبه‌نگری‌ای که همراه باشد با انکار زوایای دیگر عاشورا و … و تمامی این‌ها از اقسام تحریف عاشورا است. شخصی خواب دید که در عاشورا حاضر شده و بدون اینکه از سید الشهدا نفرتی داشته باشد دارد گوشت تن امام را می‌کند و به ایشان چنگ میزند، در خواب هم از این کار خود ناراحت بود و نمیدانست چرا دارد این کار را میکند، بیدار که شد سراسیمه بود، نزد استادش می‌رود و خوابش را تعریف می‌کند. استادش یک نگاهی به او می‌کند و می‌پرسد نکند که تو روضه میخوانی؟ جواب میدهد که بله میخوانم. استادش می‌گوید که روضه‌ی بی‌سند و اعتبار میخوانی و مطالبی را به حضرت نسبت میدهی که در شأن حضرت نیست … و این است که استاد شهید مرتضیٰ مطهری می‌گویند که امام حسین (علیه السلام) را سه بار کشتند و بار سوم آن به دست ماست. در تبیین عاشورا باید دقت کرد ...

 

روایتی آزاد از سخنرانی‌هایی از حجت الإسلام و المسلمین سید حسن علوی