مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

سالار شهدا از آفرینش تا اقامتگه جاوید
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

بیان شد که نور اهل بیت (علیهم السلام) اول پدیده‌ی مخلوق خداوند در جهان هستی بوده است. خداوند پس از خلقت ارواح اهل بیت (علیهم السلام) ایشان را به توحید و حمد خود گویا ساخت، فرشتگان پس از آن‌ها آفریده شدند و چون مشاهده کردند که ارواح ایشان یک نور واحد است امر ایشان را بزرگ شمردند، پس برای اینکه فرشتگان متوجه شوند که اهل بیت (علیهم السلام) هم مخلوق خداوند هستند و خداوند از صفات مخلوقات مبرّا است ایشان خداوند را تسبیح و تنزیه کردند تا فرشتگان هم در این تسبیح و تنزیه خداوند از صفات اهل بیت (علیهم السلام) و سایر مخلوقات با ایشان هم‌صدا شوند، همچنانکه بعد از آن نیز فرشتگان به واسطه‌ی اهل بیت (علیهم السلام) به «لا الٰه الّا الله» و «اللّه اکبر» و «لا حول و لا قوة الّا باللّه» و «الحمد للّه» ارشاد و راهنمایی شدند. آنچنانکه از روایات معتبر برمی‌آید خداوند از بعد از خلقت اهل بیت (علیهم السلام) برای ایشان جایگاه‌های بسیاری و عوالم گوناگونی قرار داد، برخی پیش از آفرینش عرش الهی، برخی پیش از آفرینش آدم‌ها و برخی دیگر پس از آفرینش آدم (علیه‌السلام). این عوالم گاهی عالم انوار بودند، گاهی عالم اشباح و نور، گاهی ظلال، گاهی ذرات، گاهی نور بهشتی، گاهی ستون نوری بود که در پشت و نسل آدم (علیه‌السلام) جای میگرفت، گاهی در میان انگشتان آدم (علیه‌السلام) جای می‌گرفت و گاهی در پیشانی او، و گاهی در پیشانی‌های پدران و مادران اهل بیت (علیهم السلام) قرار می‌گرفت تا بالأخره یکی پس از دیگری در جسم دنیایی خود پا بر روی زمین قرار دهند. در میان این انوار اما پرتوی وجودی حسین (علیه‌السلام) خصوصیات ویژه‌ای دارد، نوری که از پیامبر و پیامبر از اوست. نور سید الشهدا، این مصباح الهدیٰ، به طرز مشخصتری نورانی بوده و نگریستن در آن حزن‌آور است، چنانکه آدم (علیه‌السلام) را حزن فراگرفت آنگاه که نورهای پنج تن آل عبا در انگشتان آن حضرت پدیدار گشت و نور حسین (علیه‌السلام) در انگشت ابهامش تلألو نمود و این اندوه نگریستن در انگشت ابهام (شصت) تاکنون باقی است، چه کسی را که خنده و شادی فراگیرد اگر به پشت انگشت ابهامش نظر کند اندوهناک میگردد. ابراهیم (علیه‌السلام) نیز وقتی که اشباح پنج تن آل عبا را دید و نظرش به تن سایه‌گون حسین (علیه‌السلام) افتاد غمگین شد. نه تنها دیدن نور حسین (علیه‌السلام) که شنیدن نام او و بر زبان آوردنش هم حزن‌آور است، بلکه هرآنچه که هم‌پیوند با نور او است حزن‌انگیز است، چنانکه روایت شده وقتی جبرئیل امین پنج میخ -که هر کدام به نام یکی از پنج تن آل عبا بود- به نوح نبی (علیه‌السلام) داد تا به گوشه‌ای از کشتی بکوبد وقتی حضرت نوح (علیه‌السلام) میخ منسوب به سید الشهدا (علیه‌السلام) را برداشتند درخششی از آن دیدند و رطوبتی سرخ‌رنگ از آن احساس کردند، پس با تعجب از جبرئیل علت را جویا شدند و پاسخ گرفتند که این میخ منسوب به حسین (علیه السلام) است و تراوش خون از میخ به این دلیل است که او به طرزی ویژه‌ای به شهادت خواهد رسید. اما پرتوی وجودی حضرت سید الشهدا (علیه السلام) نورانیت زیادی هم داشت و ویژگی آن بود که در نور شدید هم جلوه‌گر باشد و مثلاً با آنکه حضرت زهرا (علیها السلام) هم نورانیت زیادی داشتند -و زهرا خود یعنی نور افشان- اما در زمانی که امام حسین (علیه السلام) را باردار بودند نور امام حسین (علیه السلام) در پیشانی ایشان تلألو داشت، آنچنان که پیامبر (صلّ الله علیه و آله) به دخترشان فرمودند که به راستی در پیشانی ایشان نوری را می‌بینند که نشان می‌دهد به زودی حجت خدا بر بندگانش را به دنیا خواهد آورد. این نورانیت آنچنان بود که کسی که در روز عاشورا امام (علیه السلام) را بر خاک افتاده دیده بود بازگو میکرد که به خدا سوگند در آن نور شدید آفتاب نور رخسار حسین چنان بود که مرا از اندیشه‌ی کشتن او بازمی‌داشت، و باز می‌گفت به راستی که من هیچ شهید به خاک و خون غلطیده‌ای را ندیدم که رخسارش پر فروغ‌تر از رخسار حسین باشد، یعنی خاک و خون هم نتوانسته بود مانع از دیدن تلألو نور رخسار حسین (علیه‌السلام) شود.

نخستین محل قرار حضرت پس از تولد آغوش رسول خدا (صل الله علیه و آله) بود، امام وقتی با حال سجده از شکم مادر زاده شدند به دستور پیامبر که پشت در منتظر بودند بلافاصله و بدون نیاز به تمیز شدن -پیچیده شده در پارچه‌ای پشمین- توسط اسماء به پیامبر سپرده شدند و پیامبر او را میدیدند و می‌گریستند. همچنین حضرتش گاه بر شانه و گردن جبرئیل و گاه بر شانه و پشت و سینه رسول خدا و دستان حضرتش بلند میشدند، گاه در زمان سجده‌ی رسول خدا بر پشت ایشان می‌نشستند و گاه امیر مؤمنان ایشان را بر دستانشان بلند میکردند و می‌بوسیدند. در زمان رحلت پیامبر ایشان امام را بر سینه‌ی خود نشانده و میفرمودند یزید را من چه کار؟ خدا یزید را خیر ندهد! در زمان شهادت اما بدن ایشان در وسط میدان نبرد و در میان خاک و خون بود، پس از شهادت پیکرشان به آسمان پنجم بالا رفت و بازگردانده شد و سه روز بر زمین سوزان آن رهانده شد. جایگاه سر بریده‌ی ایشان هم بسیار بود، از در میان دستها بودن گرفته تا افراشته بودن بر سر نیزه‌ها و آویخته ماندن به درخت و آویخته شدن به در خانه‌ی یزید و دروازه‌ی شهر دمشق، زمانی نیز در طشتی پیش روی یزید قرار گرفته بود، در روستاهای بسیاری گردانده شد و گاه گفته می‌شود که تا جاهای دور دیگری هم برده شده است.

در برزخ اما جایگاه ایشان در سمت راست عرش خداوند است و از هم‌آنجا به شهادت‌گاه خویش که در آن به خون غلطید و به آنچه در آنجا روی داد و به اردوگاهشان می‌نگرد، و به زیارتگرانش می‌نگرد در حالیکه آنان را می‌شناسد و نامهایشان و نامهای نیاکانشان را میداند و به درجه و جایگاه هر یک از آنان نزد خداوند آگاه است. آنکس را که در سوگ او اشک می‌ریزد می‌بیند و برایش از خداوند آمرزش می‌طلبد و از پدران خود نیز می‌خواهد که برای ایشان آمرزش بخواهند، و می‌فرماید که ای گرینده، اگر میدانستی که خداوند چه پاداش‌هایی برایت فراهم ساخته بی‌گمان شادمانی‌ات از غمگذاری‌ و سوگواریت افزون می‌بود.

در رستاخیز حضرتش را مجلسی در سایه‌سار عرش خداست که ویژگی شگفتی دارد و آن اینکه اهل مجلسش جملگی از اشک ریزندگان بر او و از زوّارش هستند که به سخنانش انس گرفته‌اند و از امان یافتگان هستند، وقتی گرد آن حضرت در مجلسش حضور دارند همسرانشان از بهشت پیغام میدهند که به دیدارشان مشتاق هستند ولی اهل آن مجلس هم‌نشینی با حسین (علیه السلام) را به بهشت و نعماتش برمی‌گزینند. خود سید الشهدا اما در رستاخیز جایگاهی دارد که همه‌ی رستاخیزیان را پریشان دل می‌سازد، آن هنگام که با پیکری بی سر در رستاخیز قدم میگذارد و از رگهای بریده‌اش خون جاری است مادرش فاطمه (علیها السلام) او را دیده و فریادی اندوهبار سر می‌دهد که رستاخیز را در غم فرو می‌برد و تفصیل این ماجراها بسیار است و در اینجا به اندک از بسیار اشاره شد.

در بهشت هم ایشان جایگاه ویژه‌ای دارند و البته هر پیشوایی جایگاه ویژه‌ای دارد، ولی اضاف بر آن حسین (علیه السلام) را درجاتی ویژه نیز هست که حضرت ختمی مرتبت (صل الله علیه و آله) پیشتر او را بدان آگاه کرده بودند وقتی فرمودند که همانا برای تو درجاتی است که بدان دست نمی‌یابی مگر به شهادت، و امام حسین (علیه السلام) آراستگی و زینت همه‌ی سراهای بهشت است انگار که در تمام آن‌ها باشد و تمام آنها از آن او باشد.

 

رونوشتی آزاد از یخشی از باب ۷ از کتاب علل الشرایع تألیف شیخ صدوق ترجمه‌ی سید محمد جواد ذهنی تهرانی، و بخشی از کتاب «امام حسین (علیه السلام) این گونه بود» ترجمه‌ی صادق حسن زاده از کتاب «الخصائص الحسینیه» تألیف آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری