مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

در سوگ بر مصیبتی که نزد اهل زمین و آسمان بزرگتر از آن نیست ...
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

فیلسوفان و حکیمان یونان و دیگر دانشمندان خداگرا و مادّی‌گرا در مورد نخستین پدیده و نخستین آفریده‌ی جهان هستی دیدگاه‌های متفاوتی دارند. بیشتر بر این باور بودند که نخستین آفریده‌ی جهان هستی عقل اول است، سپس از عقل اول عقل دوم و فلک اول پدید آمده است و همینطور ادامه یافته است تا از عقل نهم عقل دهم و فلک نهم حاصل شده است، آنگاه از عقل دهم عقول و نفوس بشری و از فلک نهم عناصر اربعه (هوا، آتش، خاک و آب) پدید آمده اند و از عناصر اربعه نیز موالید (معدن و نبات و حیوان) پدید آمده‌اند.

ولی آنچه که از انبوه روایات صحیح بر‌می‌آید این است که نخستین آفریده‌ی الهی نور وجود پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) می‌باشد، اگرچه گاهی هم چنین حدیث شده است که نخستین آفریده‌ی حق تعالیٰ نور وجود ۱۴ معصوم (علیهم السلام) است. اگرچه بعید نیست بشود بین این دو گزاره جمع نمود ولی در هر صورت این حدیث نبوی که «حُسَینٌ مِنّی وَ أنَا مِن حُسَینٍ» دلیلی است بر اینکه بشود گفت نور وجود حسین (علیه‌السلام) نخستین آفریده‌ی هستی است. پس دیگر آفریدگان هستی در نظام علّی و معلولی این جهان از حسین (علیه السلام) تأثیر گرفته‌اند، چنانکه از سایر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) تأثیر پذیرفته‌‌اند، پس نباید جایی برای شگفت باشد از اینکه گفته می‌شود همه‌ی آفریدگان برای حسین (علیه‌السلام) اشک می‌ریزند. نباید پنداشت که این سخن تنها یک کنایه از بزرگی مصیبت وارده بر حسین و از ناحیه‌ی او بر تمام اهل بیت میباشد، این سخن نه گزافه است و نه پندار و نه زبان حال، نه بنا بر فرض و نه تقدیر، بلکه جملگی به راستی بر سالار شهیدان اشک میریزند، از پیامبران و فرشتگان گرفته تا چرخ گردون، انسان و جن و شیطان، بهشت و دوزخ، درختان و معادن و گیاهان و جانوران، خورشید و ماه این جهان و بلکه همه‌ی جهان‌ها و آسمان‌ها و زمین‌ها و منزلگاه‌های آن‌ها برای او داغدارند. در روایتی به جهان‌های دیگر اشاره شده است که خداوند هزار هزار جهان و هزار هزار انسان آفرید و ما انسانهای فرجامین در آخرین جهان هستیم. پس هر آفریده‌ای بنا بر هستی و جایگاه خویش به راستی بر حسین (علیه‌السلام) می‌گرید و مقصود از این گریستن هم تنها گریستن بر آن حضرت از پس از شهادت آن پیشوای پاک نیست، بلکه پیش از شهادت آن حضرت هم بر او گریسته‌اند، چنانکه در فرازی از زیارت ماه شعبان امام زمان ما (علیه السلام و عج الله فرجه) نیز آمده است «... بَکَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها ...» که یعنی گریه کرد برای او آسمان و هر که در آن است و زمین و هر که بر روی آن است در حالیکه هنوز حسین (علیه السلام) گام در دنیا ننهاده بوده.

چون حسین (علیه السلام) در آغاز آفرینش جلوه‌ی فروتنی و افتادگی بوده است پس هر فروتنی و افتادگی‌ و کُرنشی در جهان از آن او و برای اوست.

همچنین مقصود از گریستن تمامی بندگان خدا بر حسین (علیه السلام) این است که شمشیرها و نیزه‌هایی که جسم او را پاره‌پاره کردند هم در زمره‌ی گریه‌کنندگان هستند، شمشیر گلوی او را می‌برید و می‌گریست، نیزه می‌ایستاد و می‌افتاد و سوگوار بود، تیر بر بدن او می‌نشست و می‌گریست، و نیزه آن‌هنگام که سر بریده‌اش را بر فراز داشت اشک‌ریزان بود. حتّیٰ آنانی که دست به خون حسین (علیه السلام) آلودند و بر وی تیر و شمشیر گشودند و در خون غرقه‌اش کردند نیز چون به فطرت خویش بازمی‌گشتند و از زشتی خود غافل می‌شدند دل‌شکسته می‌شدند و بر او می‌گریستند، اگرچه بار گناه و لقمه‌ی حرام که با سوء اختیار خود کسب کرده بودند و مایه‌ی خلود ایشان در جهنم شد مانع از گریه‌ی آن‌ها بر حسین (علیه السلام) شود، مانند کافرانی که خداوند را باور داشتند اما «جَحَدوا بِها -و استَیقَنَتها أَنفُسهُم- ظُلماً و عُلُوّاً» که یعنی از روی ظلم و بزرگی‌جویی انکار میکردند با آنکه دلشان به آن یقین داشت. همچنین گاهی مظلمومیت حضرت نمایان بود که وقتی یزیدیان دشمنی خود را با او و خاندانش می‌دیدند و کشته شدن او و آوارگی خاندانش را می‌نگریستند بی‌اختیار به گریه می‌افتادند، همچنانکه وقتی عمر سعد به کشتن آن حضرت فرمان داد اشک از چشمانش سرازیر شد، همچنانکه آن ناجوانمردی که گوشواره‌ی فاطمه -دختر حضرت- را از گوش او کند گریست، و همچنانکه یزید (لعنة الله علیه) با آن همه رذالت و شقاوتی که داشت چون اسیران کربلا را دید اندوهگین شد و گفت خدا پسر مرجانه را زشت گرداند!

 

رونوشتی آزاد از بخشی از کتاب «امام حسین (علیه السلام) این گنونه بود» ترجمه‌ی صادق حسن زاده از کتاب «الخصائص الحسینیه» تألیف آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری