مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

کُفر نعمت از کَفَت بیرون کند ...
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

به نقل قول زیر توجه کنید:

  • پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم، من می رم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار، بشینیم حرفای عاشقونه بگیم. پیرزن قبول کرد.

    فردا پیرمرد به کافه رفت، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد. وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه می کنه.

    ازش پرسید چرا گریه می کنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام.

میخوام از یک درد صحبت کنم، از یک لایه‌ی پنهان. ممکنه به نظرتون مسخره بیاد، ممکنه باورش نکنید، ممکنه زیادی سخت گیرانه یا بدبینانه یا حتی افراطی به نظرتون برسه، ولی فکر کنم این واقعاً یک درد باشه.

اینکه حلال خداوند برای بعضیها تکراری میشه، خسته کننده میشه، به اندازه‌ی حرامش بهشون مزه نمیده، میخوان شبیهش کنند به حرام خدا، ظاهراً کار حرامی انجام نمیشه ولی همین تمایل هم چقدر کثیفه ...

میشیم مثل بنی اسرائیلی که خدا روزی طیّب و طاهرش را بهشون در وسط صحرا نازل میکرد، منّ و والسّلوی، بعد این غذا برای اونها تکراری شد، خسته شدند، دلشون چیزهایی خواست که معمولی‌تر باشه، از زمین بیرون بیاد، پیاز خواستند، سیر و عدس خواستند و ...، و قرآن این داستان را با دریغ از حماقت انسانها تعریف میکند و اینکه چقدر قدرناشناس هستند، اینکه صلاح خود را نمیشناسند و باز بر رجحان تدبیر خود در مقابل تدبیر خداوند اصرار دارند ... :

  • وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَىٰ لَنْ نَصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ ۚ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَکُمْ مَا سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ... - بقره، ۶۱
  • و چون گفتید: «اى موسى! هرگز بر یک [نوع‌] خوراک تاب نیاوریم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‌رویاند، از [قبیل‌] سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز، براى ما برویاند» [موسى‌] گفت: «آیا به جاى چیز بهتر، خواهان چیز پست‌ترید؟ پس به شهر فرود آیید، که آنچه را خواسته‌اید براى شما [در آنجا مهیا]ست.» و [داغ‌] خوارى و نادارى بر [پیشانى‌] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند ...

درد ما گناهه، درمان ما استغفاره (دائکم الذنوب، و دوائکم الإستغفار). خدا تو همین دنیا تمیزمون کنه که تمیزی اون دنیا خیلی سخت‌تره و مدت درمان هم خیلی طولانی‌تره ...