مشغولیت‌های ذهنی‌ یه بنده‌ی خدا

می‌نویسد تا نقد شود و شاید هم گاهی بذری بپاشد برای تفکری بیشتر ...

رابطه‌ی اسلام و پس‌انداز ...
ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:
وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ - سوره‌ی یوسف، آیه‌ی ۱۰۶
و بیشتر ایشان به خداوند ایمان نمی‌آورند مگر اینکه مشرک هستند

رابطه‌ی پس‌انداز با اسلام چیست؟
مطمئناً پس‌انداز کار حرامی نیست ولی یک داستان واقعی:
شاید چند دهه‌ی پیش بود که شیخی از علما سالها آرزوی رسیدن به محضر امام زمانش حضرت مهدی (علیه السلام) را داشت. بالأخره با کسی آشنا میشود که اگر اشتباه نکنم از طلبه‌هایی بود که سر کلاس خودش می‌آمدند و به مرور از روی قرائنی متوجه شد که این شخص گاه‌گاه اجازه میابد که به خدمت امام زمانش برسد. از او عاجزانه خواست که از امام بخواهد که ایشان را هم به حضور بپذیرند. امام در جواب خواسته‌ی او فرمودند که تا شیخ ۲۰ هزار تومان پس‌انداز دارد در حالیکه این همه نیازمند کارشان با آن پول راه میافتد هرگز از ناحیه‌ی امام به او اجازه‌ی ملاقات داده نخواهد شد.

البته درست است که «حَسَناتُ الأبرار، سَیِّئاتُ المُقَرَّبین» است و این داستان اصل «پس انداز» برای مردم با سطوح ایمان معمولی را به چالش نمیکشد، اما ... اما این داستان دارد اصلی را بازگو میکند مبنی بر اینکه انسان مؤمنی که حتی از «شرک خفی» هم مبّرا باشد، یعنی همه چیز را از خداوند بداند و فقط او را همه کاره‌ی جهان بداند و ماباقی را جز وسایل او به حساب نیاورد، هرگز به کیف پولش بیشتر از خداوند روزی رسان تکیه نمیکند (قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ - سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۵۱)، آن هم وقتی که خود خداوند فرموده باشد «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ... - سوره‌ی بقره، آیه‌ی آخر»، یعنی مثلاً برای هیچ کسی چه مؤمن باشد و چه نباشد مشکل و هزینه‌ای پیش نمی‌آید مگراینکه امکان سالم بیرون آمدن از آن مشکل یا پرداخت آن هزینه هم اگرچه از طریق قرض کردن باشد برای او فراهم میشود. پس‌انداز اگر به معنی جمع کردن مال روی مال برای روز مبادا باشد از این نظر اشکال دارد، اشکال نه در سطح ابرار که در سطح مقربّین، همانهایی که مؤمن هستند و در ایمان خود هم صادقند (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ - سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۱۹) و به قول معروف پا در جای پای صدّیقین قرار داده‌اند.

«امروز را دریابیم که نیازمندان در تمام نقاط زمین بسیارند و ثروتمندان با پس‌انداز کردنهای درشت از سهم نیازمندان دارند سعی میکنند تا برای خود نوعی از بی‌نیازی را ایجاد کنند (یعنی توان مقابله با هر نیازی که ممکن است برای خودشان یا خانواده و وابستگان به آنها در سالهای بعد پیش بیاید) و در این کار هم به نوعی مسابقه کشیده شده‌اند، و غافلند از این معنا که خداوند بی‌نیازی را در قناعت قرار داده است و نه در ثروت، هر که بامش بیش برفش بیشتر ...»

توجه کنید به اصل نام دینار (سکه‌ی طلا) و درهم (سکه‌ی نقره) که در حدیث از آنها یاد شده است. دینار در اصل «دار النار» بوده است به معنای خانه‌ی آتش و درهم در اصل «دار الهم» به معنای خانه‌ی غم و اندوه، کثرت استعمال این کلمات در طی سالها و قرون آنها را به شکل دینار و درهم در زبانها جای انداخته است، و این نامگذاریها نبوده است مگر برای یادآوری این نکته که انباشتن دینار روی دینار و درهم روی درهم مانند بنا کردن خانه‌ای است از برای خود از آتش و غم و اندوه که با مرگ و اتمام فصل انتخاب و عمل در حاصل آن جاودانه خواهیم شد ...

بیاییم برای خود خانه‌ای بسازیم از آرامش در بهشت امن و رضای خدا ...
پس‌نامه: اصل نامهای دینار و درهم به صورت دار النار و دار الهم در بالا از باب اول کتاب علل الشرایع شیخ صدوق -رحمه الله- نقل شده‌اند که یعنی اگر کسی مال روی مال انبار کند و در راه خداوند خرجشان نکند به آتش جهنم میافتد و مایه‌ی اندوهش میگردد که چیزی به همین مضمون در آیات قرآن نیز هست. اینکه در بالا گفته شد و از انبار کردن مال نیز تعبیر به پس‌انداز کردن آن شد نبابد بر این حقیقت پرده بپوشاند که پس‌انداز توسط کسی که وجوه شرعیش را پرداخت کرده است حرام نیست، یعنی کسی که خمس و زکات و ... اش را میدهد دیگر بخاطر پس‌آنداز کردن مال حلالش به آتش جهنم نخواهد افتاد، ولی چون ترک اولی هست (به دلایلی که قبلش گفتم) احتمالاً به هر حال این پس‌انداز در یوم الحسرت حسرتی به حسرتهای شخص اضافه خواهد کرد.